۱. قاعدهٔ «کونُ المُعرِّف أَجلیٰ و أَعرَف مِن المُعرَّف»: بر پایهٔ این اصل منطقی، مدافع همواره باید در انظار عمومی از وجاهت و مقبولیت اجتماعی بالاتری نسبت به فردِ مدافَع برخوردار باشد. در فضای جامعهٔ آن روز، حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) به واسطهٔ جایگاه یگانهٔ خویش بهعنوان تنها یادگار و تداومبخش نسل رسولالله (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) و دارا بودن عنوان انحصاری «أمّ أبیها»، در اوج حرمت و حجیت اجتماعی قرار داشتند. در مقابل، ورود مستقیم امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در آن مقطع نقض غرض بود؛ چراکه کینههای انباشتهشده از بدر و حنین، مسئله را به یک تقابل قبیلهای تقلیل میداد و خاصیت بازدارندگی را از میان میبرد.
۲. قاعدهٔ دفاع بالاصاله از «بیت فاطمه»: آن خانه اساساً مِلک اهدایی پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) به دخترشان بود و در منابع تاریخی فریقین نیز متعیّناً با عنوان «بیت فاطمه» ثبت شده است، نه «بیت علی». از منظر موازین عقلایی و شرعی، ایستادنِ مالک شرعی در خط مقدمِ دفاع از حریم شخصی و ملکی خویش، یک حق و وظیفهٔ اولیه به شمار میرفت.
۳. محوریت در «ملاک رضا و غضب الهی»: حضور شخصِ حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) در پشت در، راه را بر هرگونه توجیه و مصادره به مطلوب میبست؛ زیرا مهاجمان بهخوبی میدانستند که خشنودی و خشم ایشان، ملاک رضا و غضب الهی است. ازاینرو، کمترین جسارت به ساحت ایشان مستقیماً خشم ذات باریتعالی را در پی داشت و بدین ترتیب، حجت بر مهاجمان بهطور کامل تمام میگشت.